× بستن تبلیغات
در انتظار توام 

در چنان هوایی بیا 
که گریز از تو ممکن نباشد


خوش اومدین


سلام دوستان

یه چند ماهی شایدم یه سالی دور بودم

دست راست سایت یک بنر تبلیغاتی هست

سایت برای خودم هست و هیچ هزینه ای از کلیک کردن روش نمیگیرم

لطفا روش کلیک کنید تا هم سایت جدیدم رو ببینید

هم حمایت کنید ازم

ممنونم از همراهی همیشگی شما



تاریخ : 1393/01/14 | ساعت 00 و 04 دقیقه و 25 ثانیه | نویسنده : Amir Zand | نظرات


نوازش،

مرگ را

به تاخیر می‌اندازد

برای همین

موها

توی گور هم

رشد می‌کنند

#بهزاد_رحیمی



تاریخ : 1397/02/7 | ساعت 21 و 14 دقیقه و 00 ثانیه | نویسنده : Amir Zand | نظرات


گفت:چرا نهان کنی عشق مرا چو عاشقی

من ز برای این سخن شهره ی عاشقان شدم

#مـولانا



تاریخ : 1397/02/7 | ساعت 09 و 50 دقیقه و 00 ثانیه | نویسنده : Amir Zand | نظرات


مثل یک کوچه بن بست

خرابت شده ام گاهی از من بگذر ؛

حسرت عابر سخت است !

#علی_صفری



تاریخ : 1397/02/7 | ساعت 09 و 49 دقیقه و 00 ثانیه | نویسنده : Amir Zand | نظرات


من در پناه شب

از انتهای هر چه نسیم است

می وزم

من در پناه شب

دیوانه وار فرومی ریزم

با گیسوان سنگینم

در دستهای تو!

#فروغ_فرخزاد



تاریخ : 1397/02/7 | ساعت 09 و 49 دقیقه و 00 ثانیه | نویسنده : Amir Zand | نظرات


نتا نت های مضرابی و با سنتور میرقصی

خودت ماهی و داری همچنان ماهور میرقصی

شلال مویت ابریشم رسیده تا کمرگاهت

رها از پیله چون پروانه ای در نور میرقصی

عسل چشمی و شهبانوی کندوهای کوهستان

که شهدا شهد بین آنهمه زن/بور میرقصی

نه تنها من که میگردد به دورت دامن چین چین

تو حق داری که این گونه به خود مغرور میرقصی

عروس شاه ماهی هایی و یک شب به شوق من

دل از دریا بریده، باله زیر تور میرقصی

شراب از منحنی طرح اندام تو میریزد

خمارم میکنی از بس که هی انگور میرقصی

شدم مشکوک از دست تناقض های رفتارت

تو که این قدر شیرینی چرا با شور میرقصی؟!

زبانم بند آمد از بلندای بلورینت

تتن تن عشوه میریزی تتن تن/بور میرقصی

بدون هیچ مرزی شد حسابم پاک پاکستان

چه خوش اقبالم از این که چنین لاهور میرقصی

تو شاید دختر بهرامی و بعد از هزاران سال

کمند افکن به طرح خط خطی گور میرقصی

شب بارانی و این سوی شیشه.. قهوه ات یخ کرد

تو آن سو همچنان بارانی و هاشور میرقصی

من اصلن هیچ، واژه واژه های این غزل هم هیچ

خودت آیا نمیلرزد دلت اینجور میرقصی؟

#شهراد_میدری



تاریخ : 1397/01/25 | ساعت 21 و 13 دقیقه و 00 ثانیه | نویسنده : Amir Zand | نظرات

هوا هوای بهار است و باده باده ناب

به خنده خنده بنوشیم و جرعه جرعه شراب

در این پیاله ندانم چه ریختی پیداست

که خوش به جان هم افتاده اند آتش و آب

فرشته روی من ای آفتاب صبح بهار

مرا به جامی از این آب آتشین دریاب

به جام هستی ما ای شراب عشق بجوش

به بزم ساده ما ای چراغ ماه بتاب

مگر نه خاک ره این خرابه باید شد

بیا که کام بگیریم از این جهان خراب

فریدون مشیری



تاریخ : 1397/01/24 | ساعت 14 و 18 دقیقه و 00 ثانیه | نویسنده : Amir Zand | نظرات


مدامم مست می دارد نسیم جعد گیسویت......

خرابم می کند هردم فریب چشم جادویت......

وگر رسم فنا خواهی که از عالم براندازی......

برافشان تا فرو ریزد هزاران جان ز هر مویت......

من و باد صبا مسکین،دو سرگردان بی حاصل....

من از افسون چشمت مست واو از باد گیسویت...



تاریخ : 1397/01/23 | ساعت 14 و 27 دقیقه و 00 ثانیه | نویسنده : Amir Zand | نظرات

بعد از تو

دیگر شعرهایم شبیه شعر نیست

قافیه ها باخته اند

قالب تهی شده است

وزنشان کم و زیاد میشود

با این وجود

تا آخر دنیا شعر خواهم گفت

آخر قرار شده

خدا تو را ردیف کند...



تاریخ : 1397/01/23 | ساعت 11 و 07 دقیقه و 00 ثانیه | نویسنده : Amir Zand | نظرات

دم کرده دلم، هوا بدستم برسان!

یا حنجره ای رها به دستم برسان

در سینه ی من سکوت تلخی مانده ست

امروز کمی صدا بدستم برسان...

امین شیرزادی



تاریخ : 1397/01/23 | ساعت 11 و 06 دقیقه و 00 ثانیه | نویسنده : Amir Zand | نظرات


می‌نویسم : تو ...

سنجاق می‌کنم به روی قلبم ،

و تپیدن آغاز می‌شود ...

مرتضی فتحی




تاریخ : 1397/01/21 | ساعت 15 و 51 دقیقه و 00 ثانیه | نویسنده : Amir Zand | نظرات

تعداد کل صفحات : 179 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  



  • paper | وب تک بـــاکس | خرید رپورتاژ دائمی
  • رپورتاژآگهی | فروش رپرتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic