× بستن تبلیغات
هر چیز به جز اسمت از حافظه‌ام تُف شد

تا حالِ مرا دیدند سیگار تعارف شد

گیجیِ نخِ اول،خون سرفه‌ی آخر شد

خودکار غزل رو کرد،لب زهرِ مکرر شد

گیجیِ نخِ دوم،بستر به زبان آمد

هر بالشِ هرجایی یک دسته کبوتر شد

گیجیِ نخِ سوم،دل شور برش می‌داشت

کوتاهیِ هر سیگار با عمر برابر شد

گیجیِ نخِ بعدی،در آینه چین افتاد

روحی که کنارم بود هذیانِ مصور شد


تاریخ : 1395/12/11 | ساعت 13 و 05 دقیقه و 40 ثانیه | نویسنده : Amir Zand | نظرات


  • paper | وب تک بـــاکس | خرید رپورتاژ دائمی
  • رپورتاژآگهی | فروش رپرتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات