× بستن تبلیغات

آنکه عشقش به نفس

باده دهد باده تویی ...

آنکه بی باده کند

جان مرا مست تویی ...

#مولانا



تاریخ : 1396/09/24 | ساعت 22 و 52 دقیقه و 00 ثانیه | نویسنده : Amir Zand | نظرات

چیزی عزیز تر

ز تمام دلم نبود

ای پاره ی دلم،

که بریزم به پای تو

امروز تکیه گاه تو

آغوش گرم من

فردا عصای خستگی ام

شانه های تو

#قیصر_امین_پور



تاریخ : 1396/09/24 | ساعت 22 و 50 دقیقه و 00 ثانیه | نویسنده : Amir Zand | نظرات

گونه های تَر من،

دست پر از مِهر کسی را حس کرد

سر من ناز و نوازشها دید

یک نفر نام مرا زیبا برد !

و به اندازه ی قلبم

دل او نیز تپید ...

حمید_مصدق



تاریخ : 1396/09/24 | ساعت 22 و 49 دقیقه و 00 ثانیه | نویسنده : Amir Zand | نظرات

بگُذارید کمی شعر تلاوت بکنم

به خدای غزلم عرضِ ارادت بکنم

سرِسجّاده ی دفتر بِنِشینم تا صبح

آنقَدَر شعر بگویم که قیامت بکنم

نه یهودی،نه مسیحی، نه مسلمانم من

بگُذارید خیالِ همه راحت بکنم

«بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم»

چه لزومی است که احساسِ خجالت بکنم؟!

بگُذارید شبان باشم و موسی نشوید

که خدا را به فلان شکل عبادت بکنم

به کسی ربط ندارد که به جایِ اَشهَد

غزلم را سرِ سجاده قرائت بکنم!

به خدا میرسم از گوشه ی میخانه اگر

بُتِ خود را بگُذارید زیارت بکنم



تاریخ : 1396/09/24 | ساعت 22 و 47 دقیقه و 00 ثانیه | نویسنده : Amir Zand | نظرات

هم در هوای ابریِ آبان دلم گرفت
هم در سکوتِ سردِ زمستان دلم گرفت

هرجا که عاشقی به مراد دلش رسید
هرجا گرفت نـم‌نـمِ باران...دلم گرفت

با خنده گفتمش: به سلامت...سفر بخیر...
وقتی که رفت، از تو چه پنهان...دلم گرفت

بیرون زدم ز خانه که حالم عوض شود
از بس شلوغ بود خیـابان دلم گرفت

امروز جمعه نیست، ولی با نبودنت
مانند عصر جمعهٔ تهران دلم گرفت...


مجید ترکابادی




تاریخ : 1396/09/22 | ساعت 00 و 45 دقیقه و 03 ثانیه | نویسنده : Amir Zand | نظرات

می سرایم به امیدی که تو خوانی ور نه

آخرین  مصرع  من قافیه‌اش  مردن بود

حمید مصدق




تاریخ : 1396/09/22 | ساعت 00 و 42 دقیقه و 46 ثانیه | نویسنده : Amir Zand | نظرات

کاوه (هومن سیدی): خفه شو! هی نامزد دارم نامزد دارم. به درک که نامزد داری. بدبخت بیچاره همین ببینه دو روز دیگه پول نداری مثل سگ محلت نمیزاره. کافیه ۱۰ روز بیفتی پشت میله های زندون، چنان میشینه واست حساب کتاب میکنه ببینه زندگی کردن کنارت واسش میصرفه یا.نه دو روز بعدشم یه آدم خر مایه میاد دستشو میگیره عشق و عاشقی از سرش میپره. ماشین زیر پاشو ببینه آب از لب و لوچش سرازیر میشه. مردحسابی همه چیو یادش میره، همه چیو…

نویسنده و کارگردان: مصطفی کیایی


دیالوگ خط ویژه


برچسب ها: دیالوگ خط ویژه، فیلم خط ویژه، هومن سیدی،  

تاریخ : 1396/09/20 | ساعت 19 و 07 دقیقه و 57 ثانیه | نویسنده : Amir Zand | نظرات

ابی (رضا عطاران): چیزی که باید بفهمی اینه که هر کسی، هر آدمی، وقتی بفهمه براش می میری و براش ولو می شی دیگه نمی خوادت. به جای اینکه دوستت داشته باشه، دوست داره لهت کنه، بقیه هم میشن طرفدار اون، هی میزنن تو سرت…

نویسنده:فریدون فرهودی

کارگردان: مسعود نوابی

کلاهی برای باران


برچسب ها: فیلم کلاهی برای باران، کلاهی برای باران، دیالوگ کلاهی باران،  

تاریخ : 1396/09/20 | ساعت 19 و 05 دقیقه و 46 ثانیه | نویسنده : Amir Zand | نظرات
- همین طوری بهش هشت میلیون پول دادی؟
+ چی کار میکردم خب؟
گریه کرد....
مرد بود.....

 لاک قرمز

برچسب ها: فیلم لاک قرمز، لاک قرمز، دانلود فیلم لاک قرمز،  

تاریخ : 1396/09/20 | ساعت 19 و 03 دقیقه و 32 ثانیه | نویسنده : Amir Zand | نظرات
وقتی بارون میاد یاد این بیت می افتم
"می روی و گریه می آید مرا, اندکی بنشین که باران بگذرد"


برچسب ها: باران، شعر باران، شعر در مورد باران،  

تاریخ : 1396/09/20 | ساعت 19 و 00 دقیقه و 55 ثانیه | نویسنده : Amir Zand | نظرات

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  



  • paper | وب تک بـــاکس | خرید رپورتاژ دائمی
  • رپورتاژآگهی | فروش رپرتاژ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic